الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت

الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت
مصاحبه با شبكه‌ی هشت سیما ـ برنامه‌ی مشكوهًْ
تاریخ: 13/9/89
مجری: دانشمندان آكادمی‌های علوم در جهان معتقدند كه نخبگان سرمایه‌های اصلی هر ملتی محسوب می‌شوند و به عبارتی چراغ راه آینده‌ی ملت‌ها محسوب می‌گردند. كشورهایی كه نخبگان خود را ارج می‌نهند می‌توانند برای آینده‌ی خود برنامه‌ریزی مفصل و مبسوطی داشته باشند. اگر با نگاهی نقادانه و كنكاشانه به عقب بازگردیم و این سیر تحولات اجتماعی را به دقت نگاه كنیم درخواهیم یافت كه چگونه نخبگان توانسته‌اند از این مسیر صعب‌العبور عبور كنند و سرانجام، آینده‌ی علمی كشور را بسازند. بنابراین یافتن این راهكار برای ما راهی بسیار دشوار خواهد بود و می‌تواند ما را به سرمنزل مقصود برساند.

مقام معظم رهبری در نشست اخیر خود با نخبگان، دانشمندان و صاحب‌نظران علمی ـ فلسفی كشور در زمینه‌ی الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی، رهنمودها و راهكارهای ارزنده‌ای را بیان داشتند و تصریح كردند كه رسیدن به نقطه‌ی مطلوب بلاشك نیازمند عبور از این راه پرمشكل است. ما چه باید كنیم و چگونه می‌توانیم این موانع را آرام‌آرام پشت سر بگذاریم؟



ما در جلسه‌ی امشب می‌خواهیم بحث كنیم كه این راهكارها كجاست و مقرون به صرفه‌ترین راه با توجه به نخبگان علمی كشور و صاحب‌نظران فلسفی چگونه می‌تواند ما را به نقطه‌ی مطلوب برساند.

جناب حجت‌الاسلام و المسلمین رشاد میهمان امشب برنامه‌ی مشكوهًْ هستند.

استاد رشاد: بسم‌الله‌الرحمن الرحیم. من در آغاز برنامه‌ی ارجمند شما به جنابعالی و همكارانتان و به بینندگان مؤمن و حقیقت‌جو و علاقمند به مباحث فكری سلام عرض می‌كنم. در آستانه‌ی ماه محرم‌الحرام هستیم، پیشاپیش آرزو می‌كنم خداوند متعال توفیق درك فیض سوگواری برای حضرت سیدالشهداء و اصحاب و اعوان آن بزرگوار را به همه‌ی‌ ما عنایت كند.

مجری: آقای رشاد ما موقعی كه بحث از نخبگان و قشر فرهیخته‌ی جامعه می‌كنیم رسالتی بس سنگین برعهده داریم حتی بحث در این زمینه. فكر می‌كنید بهترین گزینه برای استفاده از مكانیزم ظرفیت نخبگان كشور ما كجاست و چگونه می‌توانیم استفاده كنیم.

استاد رشاد: بسته به این‌كه ما نخبه را به چه معنا منظور داشته باشیم و كدام طبقه از نخبه را در مد نظر داشته باشیم. به هرحال صنوف و ساحات مختلف و عرصه‌های گوناگون هركدام نخبگان خود را دارند. علی‌القاعده به اقتضای تناسب حكم موضوع و موضوع بحث و با توجه به بهانه‌ی این مصاحبه و نكته‌ای كه سبب شده این جلسه را در خدمتتان باشیم، منظور نخبگان فكری، حِكمی و علمی كشور و طبقه‌ی اندیشه‌وزر جامعه هستند.

از هر سرمایه‌ای باید در جایگاه خود بهره گرفت. عنصر مدیر را باید در نقطه‌ی مدیریت قرار داد و در كرسی مدیریت نشاند و از عامل انسانی كه می‌تواند كار یدی انجام بدهد در جایگاه اجراء استفاده كرد و آن‌را در جایگاه مدیر نباید قرار داد. عناصر فكری را نیز كه نقش آنها تولید معرفت و بسط اندیشه و راهكاریابی و گره‌گشایی معرفتی برای امور جامعه و شئون كشور است، در جایگاه درخور و فراخورشان قرار بدهیم. من تصور می‌كنم كه ما حاجتمند سازماندهی و ایجاد یك سامانه‌ی كارآمد، برای قرار دادن نیروهای نخبه در جایگاه نظریه‌سازی، الگوپردازی و تصمیم‌سازی و ارائه‌ی رایزنی، هستیم.

باید چنین سامانه و سیستمی پدید بیاید. اتفاقی كه در آن نشست افتاد تجربه‌ی بی‌پیشینه و قوی بود. این دست تجارب باید تكرار شود، رفتار رهبری برای مصادر امور درس‌آموز بود.

مجری: درواقع منظور جنابعالی این است كه هر كسی در حیطه‌ی تخصصی خود باید مورد استفاده قرار گیرد؟

استاد رشاد: نخبه می‌بایست در جایگاه مطابق شأن نخبوی خود قرار گیرد. گاهی تصور می‌كنیم كه اگر بخواهیم از نخبه بجا و خوب استفاده كنیم باید او را مدیر بگذاریم. درحالی‌كه چه بسا از یك نخبه مدیریت برنیاید. همانطور كه از یك مدیر اجرایی كار اصحاب فكر و معرفت برنمی‌آید. جایگاه را باید تعریف كنیم. در جامعه و نظام ما یك سطح و لایه‌ای از شبكه‌ی سازماندهی جامعه و نظام را باید خاص نخبگان قرار بدهیم و طبعاً در این سطح و ساحت تخصص‌ها مد نظر خواهد بود و هر نخبه‌ای به تناسب و به اقتضای تخصص خود در آن سلك و جایگاه شایسته قرار می‌گیرد.

مجری: آیا نخبگان باید در سرنوشت كشور خود دخالت داشته باشند یا براساس مسئله‌ی تقسیم تخصصی باید صرفاً رشته‌ی كار خود را دنبال كنند؟

استاد رشاد: من تصور می‌كنم شما از یك مطلب بدیهی می‌پرسید، آیا باید در سرنوشت دخالت كنند یا نه؟ و بین دو پرسش مطرح‌شده در ذیل و صدر بیان شما هیچ تعارضی نیست. كار خود بپردازند. من تصور می‌كنم كار نخبگان جز حضور تأثیرگذار در تصمیم‌سازی‌های سرنوشت‌ساز كشور نیست. یعنی بدون حضور نظری، معرفتی و كارشناختی آنها مگر می‌شود سرنوشت كشوری را تعیین كرد؟

مجری: مقام معظم رهبری در نشست اخیر با نخبگان تأكید به این مسئله كردند. این تأكید و اراده‌ی ایشان دالّ است بر این‌كه نخبگان باید بیش از پیش مشاركت داشته باشند. این مسئله یك نوع دغدغه است. چه باید بكنیم؟

استاد رشاد: این جلسه كه ملاحظه فرمودید یك ابتكار برای به خدمت گرفتن نخبگان بود كه از سوی شخص رهبر فرهیخته‌ی انقلاب صورت گرفته بود.

این ابتكار ارزنده‌ای است كه ما مسائل كلیدی و راهبردی علمی فكری و احیاناً تدبیری كلان كشور را با صاحب‌نظران حوزه‌ی مربوط در میان بگذاریم و به صورت كاملاً انتقادی، چالشی، و در افق مطلوب علمی، پیرامون آن مسائل گفتگو كنیم، آن هم در مقیاس حضور رهبری، و در یك استوای بسیار بالا و شاید بگوییم در بالاترین سطح ملی، تجربه و شیوه‌ی ارزشمندی است. رهبری می‌توانستند بفرمایند كه رئیس‌جمهور بنشینند و حرف نخبگان را گوش كنند. یا بفرمایند نخبگان در شورای عالی انقلاب فرهنگی یا شورای عالی امنیت ملی دعوت و حرف خود را بزنند و یا در دانشگاه‌ها در حضور اساتید و صاحب‌نظران، نظرات خود را ارائه كنند. ایشان گفتند من می‌خواهم شخصاً مسائل راهبردی و اندیشه‌های بنیادین و اساسی را كه نقش كلیدی در تدبیر مسائل حیاتی كشور دارد متناوباً با نخبگان حوزوی و دانشگاهی در میان بگذارم، نخبگان ضمن این‌كه خود یك سرمایه و اندوخته‌ی علمی مفصلی دارند، مقاله بنویسند و در جلسه‌ای كه با حضور من تشكیل می‌شود ارائه كنند، نیایند فی‌البداهه سخن بگویند، بلكه قبلاً كار كرده باشند و گفت‌وگو شود.

نفس این نشست درس‌آموز بود، یك تجربه موفق بود و یك ارائه‌ی رهنمود عملی از ناحیه‌ی رهبری برای نحوه‌ی بهره‌برداری از ظرفیت نخبوی كشور بود كه ما باید مسائل كلیدی و فكری را باید با نخبگان درمیان بگذاریم. آن هم نه این‌كه از آنها مشورت بگیریم، بلكه بخواهیم فعالانه ارائه نظر بكنند، ما به آنها نگوییم چه بگویید و یا حتی پرسش‌های جزئی مطرح كنیم كه آنها صرفاً پاسخ پرسش‌های ما را ارائه كنند بلكه مسئله مطرح و خود آنها به ابعاد و جزئیات و پرسش‌ها بپردازند.

شما ملاحظه می‌كنید به جای این‌كه هر مقام دیگری و هر مرجع دیگری و هر شكل و صورت دیگری ایجاد كنیم برای این‌كه نخبگان سخن بگویند، شخص رهبری چهار ساعت پای صحبت نخبگان می‌نشینند و مباحث مطرح می‌شود. مباحث با آراء مختلف، بعضی منتقد بودند. حتی بعضی از اساتید در آنجا عملاً در خلال مباحث خواستند بگویند اصلاً پیشرفت را چه سود؟ چنین چیزی را نمی‌خواهیم!

مجری: این‌كه شما اشاره كردید نكته‌ی بسیار اساسی است. شما عنایت دارید كه برای رسیدن به هر مرحله‌ی علمی بالاتر نیازمند پیشرفت هستیم، چنانچه امام علی(ع) می‌فرمایند كه امروز ما باید با دیروزمان تفاوت داشته باشد. مقام معظم رهبری تصریح كردند كه ما از كلمه‌ی پیشرفت استفاده كنیم و نه توسعه. برخی معتقدند كه توسعه در بطن پیشرفت است. چگونه می‌توان از این مسئله استفاده كرد؟

استاد رشاد: واژه‌ی توسعه یك واژه‌ی وارداتی است، چون یك اصطلاح با بار فرهنگی تاریخی و اجتماعی مخصوص ظروف قومی اقلیمی خاص به نام فرنگ، زادگاه و زیستگاه این تلقی از تحول اجتماعی، تحول اقتصادی، تحول صنعتی و تحول سیاسی، یك اقلیم و جامعه‌ای خاص در میان قومیتی خاص یعنی غرب. هر واژه‌ای آنگاه كه یك اصطلاح شد دنیایی از بار معنایی، فرهنگی، تاریخی و شرایط و ظروف اجتماعی را با خود حمل می‌كند؛ مثلاً وقتی شما واژه‌ی دموكراسی را كه یك واژه‌ای است با یك پشتوانه‌ی تاریخی بسیار طولانی از دوره‌ی یونان و دموكراسی‌های مستقیم تا به امروز، این واژه را به كار می‌برید همه‌ی بار فرهنگی، تاریخی و اجتماعی ظرف تولد و تحول و تكامل خود را به همراه می‌آورد این واژه وقتی وارد جامعه ما می‌شود بار فرهنگی آن نیز بالاجبار وارد این جامعه می‌شود. اما اگر ما بیاییم در مقابل از آنچه مرادمان هست با یك تعبیر خودآفریده و ابداعی یاد كنیم و نام خاص و خودی را بر آن بگذاریم، از همین نقطه عزیمت و آغاز كار اعلام استقلال می‌كنیم. علاوه بر این‌كه این دو واژه هر دو واژه‌ی عربی ـ فارسی هستند، اگر بخواهیم این دو كلمه را تحلیل واژگانی بكنیم، خواهیم دید تفاوت‌های آشكاری با هم دارند، در همین دو واژه حتی به لحاظ لغوی بار معنایی زیادی نهفته است. در كلمه‌ی توسعه هیچ بار معنوی نیست. كلمه‌ی توسعه پیش از هر چیزی حكایت از كمیت می‌كند، یعنی این وجه خاص و ویژگی تمدن غربی كه سیطره‌ی كمیت است این خصلت در همین كلمه نهفته و تعبیه شده است. كلمه‌ی توسعه حاوی وسعت كمّی است، این غیر از كلمه‌ی ارتقاء و یا كلمه‌ی پیشرفت است. كلمه‌ی پیشرفت برعكس كلمه‌ی توسعه در خود اشاره رو به پیش و رو به آینده دارد.

مجری: پس درون آن توسعه وجود دارد؟

استاد رشاد: البته تا توسعه را به چه معنا بگیرید و كدام الگو مد نظر شما باشد. اگر شما بفرمایید توسعه در متن پیشرفت هست، باز ما این مشكل انتقال بار فرهنگی را پیدا می‌كنیم، حكایت كلمه‌ی آن را نیاورید، خود آن‌را بیاورید می‌شود. ما می‌گوییم غرب به عنوان دنیای خاص خود با تاریخ مخصوص خود، با فرهنگ خود، حتی مسائل دینی و مناسك، خود و احساسات و عواطف خاص مردم آن منطقه (كاری هم به مثبت و منفی بودن قضیه نداریم) به آرمان توسعه رسیده است، ما می‌گوییم این اتفاق و این الگو و این تلقی مال آن اقلیم و قوم است. ما قوم دیگری هستیم و در اقلیم دیگری زیست می‌كنیم. تیره و تبار دیگری داریم. سابقه‌ی تاریخی خاص خودمان را داریم. ما ملتی ریشه‌دارتر از آنها هستیم. هیچ دلیلی ندارد كه با پذیرش گسست تاریخی از تبار و گذشته و از تاریخ خود جدا شویم و برویم الگوی وارداتی آنها را بپذیریم، حتی اگر این الگو منفی هم نباشد.

مجری: اگر ما صحبت‌های شما را به عنوان یك پایه قرار دهیم مشخص می‌شود كه چرا ایشان تأكید دارند به الگوی اسلامی ـ ایرانی.

استاد رشاد: این تركیبی كه در عنوان این نشست به كار رفته بود از چهار واژه تشكیل شده بود: «الگو»، «پیشرفت»، «اسلامی»، «ایرانی». این چهار كلمه هركدام نماینده‌ی یك جهتی و ركنی از مسئله است. درواقع هر یك واژه حاكی از یك معنایی بود كه آن معانی با هم مراد از نشست و احیاناً این آرمان و رهنمود راهبردی است كه رهبری مطرح كردند.

كلمه‌ی الگو درواقع حاكی بود از یك مقوله‌ی اجرایی. واژه‌ی الگو آنگاه مطرح می‌شود كه ما بخواهیم برش بزنیم. مثلاً فرض كنید وقتی می‌گوییم حكومت اسلامی، در حكومت اسلامی ما یك سلسله عناصر ذاتی جوهری داریم و یك سلسله‌ عناصری كه معطوف به ظروف تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقلیمی و جغرافیایی باید لحاظ شود كه حكومت اسلامی بتواند در این ظرف محقق شود. اینها عناصر عارضی هستند، یعنی معطوف به شرایط و ظروف هستند. حكومت اسلامی یك سری عناصر جوهری دارد. مثلاً پای مشروعیت در عین حفظ حق و نقش مردم بند به دیانت و ولایت است، اما عنصر جوهری حكومت دینی ولایی است و شیعه و سنی هم نمی‌شناسد. یعنی برادران اهل سنت ما هم كه معتقدند خلفا جانشین پیامبر(ص) بودند، می‌گویند ولی امر بودند. یعنی برای خلیفه و حتی خلفای بعدی كه اكثراً ممكن است قبول داشته باشند كه اینها عادل نبودند، با این‌همه می‌گفتند كسی كه حاكم است، ولی است. یعنی ولایت یك عنصر جوهری و ذاتی حكومت دینی است، شیعه، سنی، قدیم و جدید نمی‌شناسد.

اما مثلاً شما می‌گویید الان ما در جمهوری اسلامی تفكیك قوا را پذیرفته‌ایم، تفكیك قوا جوهره‌ی‌ حكومت دینی نیست، بلكه یك مدل و الگو است. امروز در جهان حكومت‌ها به همین‌گونه تقسیم كار می‌كنند. حالا اگر فردا عقلای بشر رسیدند به یك فرم دیگری از تدبیر و تقسیم كار، و مثلاً گفتند تقسیم قوا باید به پنج قوه باشد، مثلاً مگر قوه‌ی فرهنگی (ثقافیه) كم چیزی است؟ یا قوه‌ی قهریه‌ی (نیروی مسلح) قوه‌ی كمی است. قوه‌ی فرهنگی امروزه كارآمدتر و تأثیرگذارتر و حساس‌تر و مهم‌تر است از قوه‌ی مقننه. امروزه رسانه و فرهنگ حرف اول را می‌زند و از ارتش و نیروهای نظامی مهم‌تر است. حالا فرض كنید كه می‌گویند نیروهای مسلح در اختیار هیچ‌یك از سه قوه نباشد، برای این‌كه ابزار آن قوه می‌شود. خوب یك كسی استدلال كند و بگوید كه الان فرهنگ و رسانه و ارتباطات تأثیرگذارتر است. الان ابرقدرتها مشكل خود را در جهان با فرهنگ و ارتباطات و رسانه حل می‌كنند و سلطه و سیطره‌ی خود را بر جهان مستقر می‌كنند. بنابراین امكان فرهنگ در اختیار هیچ‌یك از سه قوه نباشد. این استدلال درستی است. یعنی با همان مبانیی كه می‌گویند تفكیك قوا به سه قوه است، كسی استدلال كند و بگوید باید پنج قوه باشد و این هم یك مدل می‌شود.

می‌خواهم بگویم در حكومت دینی من باب مثال یك سری عناصر جوهری وجود دارد كه در هر مدلی كه تعریف كنیم و برای هر شرایطی آن عناصر جوهری باید باشند. آنها باشند دینی است، نبودند دینی نیست. اما الگوها و مدل‌ها می‌تواند متفاوت شود.

در این تركیب الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، كلمه‌ی الگو حاكی از این است كه ما باید برویم به سمت طراحی یك مدل و سامانه‌ای متناسب با شرایط ایران و اجرایی. الگو حكایت از امكان اجرایی شدن و انطباق با ظروف و شرایط مختلف را دارد.

پیشرفت تعبیری است كه با توسعه فرق می‌كند. من به خاطر ندارم و امكان دارد رهبر معظم انقلاب هم گاهی از واژه‌ی توسعه استفاده كرده باشند ولی در سخنرانی آن روز گفتند كه من تعمد دارم به جای كلمه‌ی توسعه از واژه‌ی پیشرفت استفاده می‌كنم.

اسلامیت هم طبعاً جهات جوهری این الگو است.

صفت و پسوند ایرانی هم ویژگی‌های متناسب با شرایط فرهنگی، اقلیمی و عصری كشور است.

مجری: در صحبت‌های شما دو نكته‌ی اساسی بود كه من مایلم یك مقدار تعمق بیشتری در آن داشته باشیم. شما فكر نمی‌كنید تأكید ایشان بر استفاده از كلمه‌ی پیشرفت به جای توسعه نوع نگاه تخصصی‌تر آن است. دنیای امروز بسیار پیشرفته است و با سرعت جلو می‌رود. شما اگر همزمان بخواهید توسعه پیدا كنید، باید تمام توان را منعطف به یك مقطع زمانی كنید ولی اگر اینها را جمع كنید و در یك نقطه جلو برود تخصصی‌تر جلو می‌رود.

استاد رشاد: در كلمه‌ی پیشرفت نگاه به آینده و به پیش نهفته است، اما در توسعه كمیت است. در توسعه و رشد و خصوصاً در رشد ممكن است عدالت هیچ جایگاهی نداشته باشد، اما در پیشرفت نمی‌توانیم بگوییم عدالت هیچ جایگاهی ندارد. چه پیشرفتی است كه در آن عدالت، تساوی و حقوق افراد رعایت نشده باشد؟ و جامعه به طبقاتی با فواصل بسیار فاحش و زیاد تقسیم شده باشد؟

لهذا ویژگی‌هایی در تعبیر پیشرفت است كه البته پاره‌ای از عناصر و ویژگی‌ها را هم می‌توانیم به صورت قراردادی منظور كنیم و پیشرفت را به صورت جامع تعریف كنیم و بگوییم مراد ما از پیشرفت این است و تفاوت‌های آن هم با توسعه‌ی غربی آن است. ولی به هرحال این تعبیر و كلمه می‌تواند بارهای فرهنگی، تاریخی، اجرایی و جهات دیگری را بعداً پیدا كند. یعنی اگر ما بیشتر كار كنیم، چه بسا روزی وقتی می‌گویند پیشرفت، بگویند یعنی پیشرفت اسلامی، وقتی می‌گویند توسعه، یعنی غربی آن. یعنی یك واژه حتی تا این اندازه می‌تواند از كاربرد و كاربست خود بار بگیرد.

مجری: آقای رشاد در مفهوم و تفسیر این حرف اشاره كردند كه در بطن حكومت دینی اجزائی نهفته، همچون ولایی كه در بطن خود است و لایتغیر است. بنابراین جای این سئوال هست كه ما چه سازكاری بیاندیشیم كه در سیر این حركت‌ها روند تولیدی پررنگ‌تر و به عنوان سرمنشأ و مقصود بیشتر به چشم بیاید؟

اما قبل از این نكته آیا پیشنهاد این جلسه به عهده خود آقا بودند یا پیشنهاد دوستان بود؟

استاد رشاد: اصلاً ابتكار خود ایشان بود. ایشان اوایل سال مطرح كرده بودند كه من می‌خواهم مسائل فكری و تدبیری راهبردی و اساسی را حسب موضوع و تناسب مسئله‌ی راهبردی با صاحب‌نظران و نخبگان علمی و فكری آن رشته در میان بگذارم و آنها مستقیماً نظرات خود را بدهند و بحث كنیم و حاصل مباحث حتی به سمت كاربردی شدن برود. درنتیجه این نشست اولین تجربه این نوع از مواجهه با نخبگان بود. ضمن این‌كه اول صحبت یك فرمایشی داشتید كه از ظرفیت نخبگان چگونه استفاده كنیم، الان به ذهن من رسید كه خود همین ولایت فقیه، یك قالب و سازكاری است ثابت و بنیادی برای بهره‌برداری از نخبگان. چراكه ولی وفقیه كه یك مجتهد جامع‌الشرایط و یك شخصیت علمی برجسته و بارز است كه عدد كسانی كه مجتهد جامع‌الشرایط می‌شوند در بین كل مسلمانان خیلی محدود است كه یكی از اینها كه از جهات دیگر هم مثل مدبر بودن، مدیر بودن برتر باشد باید زمام امور را به دست بگیرد و این یعنی زمام امر جامعه را به دست یك نخبه‌ی برجسته سپردن.

این‌كه ملاحظه می‌كنید ایشان می‌گوید نخبگان بیایند، یعنی كسانی كه هم‌زبان یك شخصیت نخبه‌ای كه در رأس حكومت و تدبیر جامعه قرار می‌گیرد، از نتایج آن همین می‌شود كه به جای این‌كه ایشان مراجعه كند به بدنه‌ی غیرنخبوی و به سایر اقشار و اصناف، می‌گوید من با نخبگان تعامل می‌كنم و با رایزنی و مشورت و كنكاش با نخبگان امور جامعه را تدبیر كنم.

مجری: به نظر می‌رسد كه نقطه‌ی اصلی این حركت سیر الی الله باشد یعنی حركت به سمت توحیدی، نه‌تنها در كلام و مباحث نظری كه آن را در اداره‌ی حكومت راهبردی كنیم، برای این باید چه كنیم؟

استاد رشاد: اجازه بدهید به یك نكته دیگر اشاره كنم. گفته می‌شود واژه‌ی راستا را مرحوم شهید بهشتی به جای جهت وضع كرده است. در راستای همان بحث قبلی كه مرتبط با بحث فعلی است، در واژه‌ی پیشرفت همین هم باز نهفته است. پیش، كدام سو است؟ از كل عالَم وجود چه كسی پیش‌تر از همه است؟ خدا. آیا عنصر و موجودی پیش‌تر و متعالی‌تر از حق‌تعالی هست؟ ما مرتبط می‌گوییم حق‌تعالی، آنی كه برتر و بالاتر و بلندتر است. مرحوم اقبال لاهوری تعبیری دارد راجع به كارل ماركس می‌گوید، در تبیین ماهیت مكتب و تعلیمات او می‌گوید:

دین آن پیغمبر حق‌ناشناس بر مساوات شكم دارد اساس

ماركسیسم می‌گوید تساوی در شكم، لیبرالیسم و توسعه‌ی غربی می‌گوید رهایی در شكم و شهوت. توسعه در مدار بسته‌ی شكم و شهوت اتفاق می‌افتد، اما در پیشرفت مدار بسته نیست و رو به پیش است. ما هرچه پیش برویم حتی اگر ناخودآگاه باشد، حتی اگر كسی در شرایط تاریخی یا جغرافیایی واقع بشود كه مستقیماً با تعالیم انبیاء آشنا نباشد و به مدد فطرت و عقل خود بخواهد پیش برود سرانجام پیشرفت محضر و ساحت حق‌تعالی است.

لهذا من تصور می‌كنم توحید با مدل و الگویی با تلقیی كه ما تحت عنوان پیشرفت اسلامی داریم و ایرانیت و اسلامیت برای ما قابل تفكیك نیست، چون اسلامیت ما عین ایرانیت ماست و ایرانیت ما عین اسلامیت ماست. ما ایرانی را می‌خواهیم كه اسلام الان جوهر آن است و جزء هویت آن شده. شما می‌فرمایید كه چه كنیم تا عنصر توحید در متن حیات و پیشرفت ما بیشتر نمود پیدا كند، من تصور می‌كنم، آن تلقیی كه از پیشرفت ایرانی ـ اسلامی داریم امكان ندارد كه با توحید درآمیخته نباشد و پیشرفت معنی داشته باشد. اگر به سوی خدا نرویم، به توحید نزدیك نشویم و جامعه به توحید نرسد و مجموعه‌ی شئون به سمت توحید جهت نگیرد، دیگر پیشرفت نیست و از نظر ما پسرفت است. چون وقتی ما با توحید و حق‌تعالی فاصله پیدا می‌كنیم و از توحید جدا هستیم پیشرفت معنی ندارد. اصلاً اگر توحیدی نباشد پیشرفت معنی ندارد.

مجری: پس این باید در ذات فطرت بشر باشد.

استاد رشاد: فطرت هم در مقام نظر به عنوان فطرت معرفتی و هم در مقام عمل به عنوان فطرت معیشت به سمت توحید حركت می‌كند. مثل عقل عملی و عقل نظری، ما فطرت معرفتی و فطرت معیشتی داریم و فطرت عملی و نظری داریم. همچنین عقل، هر دو به سمت توحید و حق ما را می‌برند. انبیاء الهی می‌آیند هم این عقل و فطرت را باور می‌كنند و هم تعالیم مازاد در چارچوب وحی القاء می‌كنند و در اختیار بشر قرار می‌دهند.

درنتیجه این‌كه می‌فرمایید جایگاه توحید چه می‌شود، توحید چگونه می‌تواند توسعه پیدا كند، من می‌خواهم عرض كنم كه اگر پیشرفت، پیشرفت است جز به سمت توحید نمی‌تواند حركت كند.

مجری: یك نكته‌ی خیلی جالب اینجا وجود دارد، شما عنایت دارید كه هر تحول اجتماعی اول باید بسترسازی علمی شود تا آن تحول به منصه ظهور بنشیند. شما اگر تاریخ كشور خودمان را ببینید، از زمانی كه چیزی به نام ایران تشكیل شد تا به حال سیر نمادهای انسانی در كشور ما حتی در صورت شكلی هم به صورت رسیدن به خدا بوده. شما المان‌های ما را نگاه كنید به سمت بالاست، تجسم‌های ما را نگاه كنید به سمت بالا است. نشان می‌دهد كه این مردم در ذات فطرت خود خداپرست هستند، حال ممكن است در ظاهر زرتشتی باشند، مسیحی باشند و یا غیره. بنابراین این بسترسازی فرهنگی در كشور و اقلیم ما فراهم بوده و امروز نیازمند یك تلنگر است كه این حركت راهبردی باید بر این بستر سوار شود و این نكته‌ای كه ایشان اشاره می‌كنند شاید همان تلنگر است كه یادمان باشد كه باید این اتفاق بیافتد.

استاد رشاد: بله. كار انبیاء تذكر است، كار اولیاء تذكر است و رهبری كه ولی است و از اولیاء است كارش همان تذكر فطرت است. بیدار ساختن و مبعوث ساختن و برانگیختن فطرت است كه به تعبیر حضرت امیر(ع) كار انبیاست.

به تعبیر امروزی‌ها چیزی شبیه به دور هرمنوتیكی و یا در ادبیات خودمان حركت از اجمال به تفصیل و از تفصیل به تفصیل فراتر است. در این‌كه این خصلت و سرشت تاریخی ایرانیان است كه خداگرا بودند و خداپرست بودند و آنهایی كه اهل تاریخ و تمدن و باستانشناسی هستند نوعاً می‌گویند كه در تاریخ ایران هیچ نشانه‌ای از شرك دیده نمی‌شود. تمام كاوش‌ها و حفاری‌ها نشان می‌دهد كه در هیچ جا بتی پیدا نشده و ایرانی‌ها موحد بودند و پیرو انبیاء و اولیاء الهی و به همین جهت هم هست كه زرتشت چون پیامبر قلمداد می‌شود و بسا پیامبر بوده و زرتشتی در حكم دیانت الهی است و از لحاظ فقهی حكم اهل كتاب را دارند.

طی چهارده قرن اخیر از جمله سرزمین‌هایی كه خیلی سریع از اسلام استقبال كرد و یك نظام كهن اما غیرالهی و دینی را خود مردم با عدم پشتیبانی موجب فروپاشی شدند، یعنی اینجور نبود كه بگوییم مسلمانان هجوم آوردند و ایران را اشغال كردند. شاهان ساسانی گریختند به جهت این‌كه مردم رو به مسلمانان داشتند و از جریان نظام شاهنشاهی حمایت نكردند.

از آن زمان كه اسلام به ایران آمده، ضمن این‌كه با فطرت ایرانیان و همه‌ی بشریت اسلام سازگار است، با سرشت تاریخی ایرانیان هم این دین گویی سازگارتر بوده. به همین جهت از میان خیلی از ملل اسلام رفت و پس زدند و برگشت و اسلام از آن سرزمین‌ها عقب نشست. در بسیاری از مناطق اسلام رفت و مقدار زیادی از فرهنگ و محیط آنجا متأثر شد و آن بالندگی و تعالی كه در جوهر اسلام هست آنچنان كه باید در آن سرزمین‌ها نمود ندارد. اما در ایران، اسلام هرچه صیقلی‌تر شده، هرچه بالنده‌تر شده، هرچه پرجلوه‌تر شده و خدماتی كه ایرانیان به اسلام ارائه كردند كه طبعاً از اسلام بسیار خدمت گرفتند، به تعبیر مرحوم علامه شهید مطهری، خدمات متقابل ایران و اسلام، این هم دوباره حاكی از همین جهت است كه یك نوع انس ذاتی بین ایرانیان و اسلام وجود داشته كه این تعامل را سبب شد و ایرانی‌ها نه‌تنها اسلام را پذیرفتند و هضم كردند و خود در متن اسلام قرار گرفتند و هضم اسلام شدند و ایرانیت همان اسلامیت شد و اسلامیت فاصله‌ی زیادی با آنچه ما ایرانیت (البته در دوره‌ی اسلامی و با چشم‌پوشی از بعضی لغزش‌ها) قلمداد می‌كنیم پیدا نكرد. این كشور و این ملت توانستند اسلام را به مناطق دیگر جهان نیز منتقل كنند. تصور می‌شود كشورگشایی‌ها و جهان‌گشایی اسلامی تنها به دست سرداران و سران صدر اسلام و اعراب اتفاق افتاد. من دلم می‌خواهد یك محقق جغرافیاشناس و یك مورخ دقیق و مدقق مطالعه كند و ببیند سهم ایرانیان در توسعه اسلام در سراسر جهان، نه فقط به لحاظ فكری و علمی كه خیلی آشكار است و اصولاً عمده‌ی علوم اسلامی را ایرانیان تأسیس كردند، عمده‌ی علما و فقهای شیعه و سنی ایرانی هستند، یعنی به لحاظ كمی و كیفی، جهات علمی خیلی روشن است و كسی نمی‌تواند ذره‌ای انكار كند. من می‌خواهم به یك نقطه‌ی مغفول‌مانده اشاره كنم و آن این‌كه در جهان به لحاظ گسترش جغرافیایی اسلام در عالم ببینند كه مسلمانان ایرانی اسلام را به نقاط بسیار دوردست جهان بردند یا دیگر ملل؟ الان در سراسر چین ببیند در مناطق مسلمان‌نشین، بی‌آنكه معنای واژه را بدانند با واژگان فارسی كلمات دینی را ادا می‌كنند. مثلاً می‌گویند نماز دوگانه می‌خوانم، یعنی مسلمان چینی امروز وقتی نماز می‌خواند بعد از قرن‌ها وقتی نیت می‌كند می‌گوید نماز دوگانه می‌خوانم.

در منطقه‌ی آسیای میانه ببینید رهبرانی كه هجرت كردند و آن مناطق را مسلمان كردند كجایی بودند؟ به افریقا مراجعه، شهرهایی هست كه نامشان ایرانی است.

شما به آفریقا، به آسیا، به شبه‌قاره نگاه كنید می‌بینید كه ایرانیان بودند كه اسلام را به سراسر جهان بردند، هم به لحاظ معرفتی و هم به لحاظ گسترش جغرافیایی.

مجری: هر حركتی از یك نقطه‌ای آغاز می‌شود تا برسد به انتها و نقطه‌ی مطلوب. به طور طبیعی و قهری این حركت به مرور زمان ضعیف می‌شود و آرام در تاریخ مضمحل می‌شود. این نیازمند یك ضمانت اجرایی است، اگر ما بپذیریم كه راه همین است و باید طی شود ضمانت اجرایی آن كجاست؟

استاد رشاد: ضمانت اجرایی این پیشنهاد و طراحی كه انشاءالله بشود و به اجرا دربیاید، اولاً در خود مدل و الگو نهفته است، یعنی چیزی كه ذاتاً بالنده و پیش‌رونده است كه نمی‌تواند متوقف شود. مثل این‌كه شما بفرمایید در ذات آب روندگی است، بگوییم كی منجمد و متوقف می‌شود. اگر هم عوامل و عناصری از بیرون تأثیر بگذارند مقطعی است.

تصور من این است كه اولاً خود الگو باید به نحوی طراحی شود و اگر آنچنان كه مد نظر رهبر معظم انقلاب هست و در بیاناتشان در این سال‌ها مطرح كرده‌‌اند و آنچنان كه اهل فضل و نخبگانی كه در آن نشست بودند و دیگرانی كه علاقمند بودند در آن نشست حضور پیدا كنند ولی به دلیل كمبود جا موفق نشدند، افراد بسیاری به این مسئله می‌اندیشند كه این الگو طراحی شود.

من می‌خواهم بگویم اولاً ذات این الگو از جنس پیشرفت است. پیشرفت یعنی ما چیزی را پشت سر بگذاریم و چیزی را همیشه پیش رو داشته باشیم. پیشرفت مدار نیست، دور خود نمی‌چرخد، طولی است و پیش می‌رود، بالنتیجه هرگز متوقف نمی‌شود چون اگر متوقف شود پیشرفت نخواهد بود مگر این‌كه بفرمایید مثلاً حضرت امیر به شهادت رسید و لذا دولت ایشان از میان رفت، این غیر از آن است كه بگوییم باشد ولی متوقف باشد. الگوی پیشرفت و الگوی اسلامی توقف‌پذیر نیست و در ذات آن است. علاوه بر این‌كه مسئله از ناحیه‌ی رهبری مطرح شده.

یك نكته‌ای را ایشان اشاره فرمودند و گفتند كه این مسئله به تعبیر ما فرادولتی است، ایشان فرمودند این مسئله مربوط به این دولت و آن دولت نیست. اگر دولتی بیاید و مثلاً توسعه و رفاه اقتصادی را مطرح می‌كند، دیگری توسعه سیاسی را مطرح می‌كند، یكی توسعه فرهنگی را مطرح می‌كند. هر دولتی سلیقه و سیاستی دارد و شعارهایی دارد برای این‌كه خودش را بتواند اداره كند و رأی مردم را بگیرد. اما این مسئله اینگونه نیست، مقوله‌ی پیشرفت فرادولتی، فراقوا، فرابخشی و از ناحیه‌ی رهبری مطرح شده، و ایشان تنها رهبری جمهوری اسلامی نیست و ما ایشان را ولی امر مسلمین می‌دانیم و اگر این الگو طراحی شود آثار آن می‌تواند برای دیگر كشورها هم مفید باشد و اگر كشوری خواست از ما اقتباس كند ظروف تاریخی و فرهنگی خود را اعمال می‌كند.

مجری: آیا ممكن است آسیبی آن را تهدید كند؟

استاد رشاد: چیزی نیست كه آسیب‌پذیر نباشد. اولین آسیب این است كه بد بفهمیم. در طول سی سال پس از انقلاب، هم حضرت امام(ره) و هم رهبر معظم انقلاب، رهنمودهای راهبردی تاریخ‌سازی ارائه كردند. پاره‌ای از آنها كه من تصور می‌كنم شمار زیادی از رهنمودهای راهبردی رهبری باشد، بد فهمیده شده و درنتیجه خوب عمل نشد. من معتقدم رهنمودهای راهبردی تاریخ‌ساز كه با آن رهنمودها اگر اتفاق می‌افتاد تاریخی دیگر شروع می‌شد و بر تاریخ تأثیر می‌گذاشت، از ناحیه‌ی ایشان صادر شد، من گاهی از زبان شخص ایشان در بعضی موارد این تعبیر را شنیده‌ام كه فرمودند نفهمیدند یا بد فهمیدند كه من چه گفتم. ما هم طلبه هستیم و اهل بحث و تحقیق هستیم و خود ما هم می‌فهمیم كه آنچه ایشان فرمودند و مقصودشان این چیزی نبود كه آقایان دنبال می‌كنند كه بخواهند با مصاحبه و سمینار و چهار شعار مسئله را تمام كنند.

اگر این آرمان و این راهبردی كه ایشان مطرح فرمودند بد فهمیده شود اولین آسیب است و ممكن است با این آسیب جوهر قضیه تغییر كند و با بدفهمی نوعی تبدل ماهیت رخ بدهد و درنتیجه آن جوهر اصلی نماند و كار آسیب ببیند.

دومین آسیب این است كه فرض كنید خوب بفهمیم، مثل بسیاری چیزها كه چند روزی همه گرم هستیم و خیلی جدی موضوع را تعقیب می‌كنیم و آرام‌آرام مقوله‌ی دیگری مطرح می‌شود و جای آن را می‌گیرد. درحالی‌كه ایشان فرمودند اگر این الگو طراحی شود تمام اسناد بالادستی باید ذیل این الگو باید تعریف شوند. یعنی در آینده شما اگر بخواهید سند چشم‌انداز بیست ساله بعدی را طراحی كند، آن سند چشم‌انداز باید یك مقطعی از تحقق الگوی پیشرفت ایرانی ـ اسلامی قلمداد شود. این مسئله مسئله امروز و فردا و روزمره نیست.

مجری: به خوب جایی رسیدیم. بحث كه به اینجا می‌رسد در مباحث فلسفی این مسئله به وجود می‌آید كه ذات هر چیزی یك علت موجده دارد و یك علت مبقیه. درواقع تولد و به وجود آمدن و استمرار و حفظ آن. ما تولد را پیدا كردیم و رسیدیم به آنجا كه علت شكوفا شدن ما در چیست، حال استمرار آن را چگونه می‌توان حفظ كرد؟

استاد رشاد: در فلسفه می‌گویند علت مبقیه همان علت موجده است، یعنی همان كه ایجاد می‌كند، همان هم باید ابقا كند. من عرض كردم كه رهبری علت موجده‌ی این ابتكار راهبردی است موضوع را مطرح كرده‌اند، علت مبقیه هم خواهند بود. ایشان بالای سر كار هستند و تعقیب خواهند. ضمن این‌كه خود این مقوله و راهبرد اهمیت ذاتی دارد و شاید مهم‌تر از هر رهنمود و راهبردی است كه طی این سی سال مطرح شده، و خود این اهمیت دارد و آقا اهتمام خاص به این خواهند داشت ولی من عرض می‌كنم همان كسی كه این موضوع را مطرح كرد، گویی دید كه بعضی راهبردها و رهنمودها را كه مطرح می‌كنند، طبعاً ایشان كه نمی‌توانند هر رهنمودی كه مطرح می‌كنند خودشان هم تا مقام اجرا پیش ببرند، باید به مدیران نظام، به نخبگان و حوزه و دانشگاه سپرده بشود و آنها كار را پیش ببرند كه احیاناً گاهی نمی‌كنند. ایشان مثل این‌كه از تجربه‌ی تلخ شكست بعضی از آرمان‌ها و عدم پیشرفت مطلوب بعضی از رهنمودها و راهبردها به این جهت توجه فرمودند كه این موضوع را خودشان تعقیب كنند. احساس من این است كه این مسئله اینقدر برای ایشان جدی است كه رأساً موضوع را پیگیری خواهند كرد و من به یاد نمی‌آورم كه در ارتباط با رهنمود و مسئله‌ای ایشان در همان جلسه فی‌المجلس گفته باشند كه مؤسسه‌ای تأسیس خواهیم كرد. باید تشكیلاتی به وجود بیاید كه این كار را هدایت كند و این كار سپرده نشود به دستگاه‌های موجود و دچار سرنوشت رهنمودهایی دیگر شود. و احتمال می‌دهم كه ایشان خودشان بر آن ستاد نظارت كنند.

مجری: چه كسانی در آن ستاد هستند؟

استاد رشاد: هنوز كه تشكیل نشده، ایشان دستور فرمودند كه باید ستادی به وجود بیاید. بسا هم ایشان هنوز تصمیم‌گیری نكرده باشند ولی در صحبت‌هایشان دو بار اشاره كردند كه این ستاد تشكیل می‌شود. می‌فرمودند مطلب كوتاه‌مدت نیست و كاری است كه ممكن است ده سال طول بكشد و كار علمی فراوان و كارشناسی فراوان می‌خواهد.

مجری: آقای رشاد یك بحث كلیدی هم هست، تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد بیشتر علوم از مشرق‌زمین و اخص از ایران به غرب رفت. به طور طبیعی طالبانی در دنیا هستند كه این علوم را جذب كنند و زمینه‌ی جذب دانشمندان ما و نخبگان ما در فراسوی مرزها فراهم شود. بنابراین نیازمند است كه ما یك جاذبه‌ای بیافرینیم و جاذبه هم یك امر اتفاقی نیست و باید در آن مسائل مادی و دنیوی باشد. ما چه باید بكنیم؟

استاد رشاد: معرفت خوش‌نشین است. معرفت قوم و خویش و جغرافیا نمی‌شناسد. هرجا كه به معرفت خوش‌بگذرد و حرمت ببیند و قدر ببیند و در صدر بنشیند به آنجا كوچ خواهد كرد. ما اگر آنچرا تولید می‌كنیم معرفت باشد و به تعبیر جنابعالی در مقام معیشت و عمل هم بتواند موفق باشد طبعاً مورد اقتباس قرار خواهد گرفت. مقوله‌ی پیشرفت ایران اسلامی با مسئله‌ی مثلاً فلسفه و معرفت‌شناسی فرق می‌كند. شما ممكن است در اینجا فلسفه‌ای را تولید كنید و به عنوان یك كالای روشنفكری و ویژه‌ی اشرافی علمی بین نخبگان خاصی به نام فیلسوفان دست به دست بگردد، اما مسئله‌ی پیشرفت از این قبیل نیست. ما اگر بتوانیم الگو طراحی كنیم، خارج از آن ویژگی‌های ایرانی آن كه فقط مختصات ظرف تحقق و ظرف اجراست، جوهر قضیه و اسلامیت مسئله و جهتگیری كه موضوع كه پیشرفت است و نه توسعه و نه رشد و نه هر تعبیر دیگری، مورد توجه و مقبول دیگر ملل قرار خواهد گرفت.

مجری: این خیلی دیر است.

استاد رشاد: این مسئله را آقا هم مطرح كردند كه ممكن است بگویند چرا حالا، چرا در این سی سال نشده. ایشان ضمن این‌كه به صورت ضمنی گفتند كه ما طی این سی سال فاقد این مطلب بودیم و زیان كردیم، و به تعبیر ایشان فرمودند كه ما هفت و هشتی حركت كردیم، ولی در عین حال گفتند هم دیر نیست و هم به هرحال باید شروع شود و شروع هم شد. انشاءالله همانطور كه انقلاب پیام داشت در این حركت هم پیام خواهیم داشت.

این نكته را هم عرض كنم كه در جهان، امروزه استعداد و زمینه‌ی روحی و ذهنی برای پذیرش تجربه‌های جمهوری اسلامی بسیار به چشم می‌خورد. همین مسئله‌ی بانكداری اسلامی كه ما طرح كردیم، در غرب به شدت دنبال می‌شود. شما خبر دارید كه سال‌های سال است در كشور انگلستان، دكترای اقتصاد اسلامی تدریس می‌كنند و مدرك می‌دهند؟ و دنبال همین مدل هستند كه مدل بانكداری اسلامی كه ربا از آن حذف می‌شود چگونه اداره می‌شود.

مجری: من مایل بودم این بحث ادامه پیدا كند ولی متأسفانه وقت ما به پایان رسیده است.